ملاقات خصوصی، عاشقانهای پیچیده و گذر از خودخواهی
این فیلم که در سال ۱۴۰۰ در چهلمين جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و در دی ماه سال ۱۴۰۱ به اکران در سینماها رسید، اکنون بعد از گذشت دو سال به اکران آنلاین راه پیدا کرده است.
داستانی که روایتگر عاشقانهای پیچیده، نجات از تباهیها و گذر از خودخواهیهاست.... قصهی این فیلم روایت غصههاست، غصههایی که گاهی غافلگیرانه جوانهی عشق را نیز زخمی میکند. قصهای که جبر، فقر، اعتیاد و سختیها را با چاشنی عاشقانهای رویایی به تصویر کشیده، عاشقانهای از راه دور و نقطهای که عشق بر منطق حاکمیت میکند و خودخواهیها را به فراموشی میسپارد ... .
پروانه (پریناز ایزدیار)، در پی رهایی از جبر و دنیایی که به آن تعلق ندارد و فرهاد (هوتن شکیبا) در پی رهایی از مکانی که به آن تعلق ندارد و اینجاست که عشق پادرمیانی میکند و فاصلهها را از بین میبرد و اینجاست که امید جاری میشود و نور بر تاریکی زندان پیروز میشود. زندانی که گاهی فکری است و گاهی حاصل اعمال و مجازات است.
پروانهی این داستان، دختری است ساده دل و معصوم ولی بینهایت قوی و شجاع. دختری که با روح سرزندهی خود، در تلاش برای نجات از سختیهاست. سختیهایی که با زندان رفتن پدرش و فراری شدن برادرش که روزگاری ورزشکار بود و صاحب افتخار، رخنه افکنده بر زندگی دختر معصوم و سرزندهی داستان ما ... . او که با مادر خود (رویا تیموریان) زندگی مملو از تنش و فقر از طبقهی فرودست را تجربه میکنند، از طریق فرهاد که با پدرش (سیاوش چراغی پور) در یک بند محبوس هستند، ارتباط دارد و این آغازی است برای این ماجرا. ماجرایی که با یک عکس پروفایل شروع میشود. مردی تنها، در گوشهای از زندان، در پی یافتن راهی برای رهایی از زندان. راهی که سرشار از خودخواهی و ملال است و شامل نقشههایی از معاملات پیچیده و عملیات ویژهی زندان است و دختری ساده و عاشق پیشه که باور و اعتماد در تمام وجودش ریشه دوانده، اما داستان به همین جا ختم نمیشود.
گذر زمان و عشق بر عملیات و معاملات غلبه میکند و اینجاست که تصویری درخشان از پایانی که حاصل تلنگر و محبتی واقعی است شکل میگیرد و رنگها دوباره جان میگیرند.
نگاهی به طراحی لباس و بررسی استایل شخصیتها
طراحی لباس این قصهی پرچالش و عاشقانه، بر عهدهی خانم سارا خالدی زاده بود. ایشان متولد آذر ماه سال ۱۳۵۷ از طراحان لباس صاحب نام در سینما و تلویزیون هستند و آثار درخشان و بسیاری همچون یک عاشقانه ساده، هیس دخترها فریاد نمیزنند، ماهور، ما همه باهم هستیم، بمب یک عاشقانه و ... را در کارنامهی هنری خود دارند و از افتخارات ایشان تا به امروز میتوانیم به برندهی سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین طراحی لباس برای فیلم "یک بمب عاشقانه" در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر و برنده جایزه دومین جشنواره مد و لباس فجر برای سریال "کلاه پهلوی" اشاره کنیم.
تحلیل استایل شخصیتهای اصلی این قصه
پروانه، دختری جسور ولی معصوم
از نقاط قوت و قابل توجه این داستان میتوانیم به طراحی لباس خوب که به زیبایی شخصیتهای این قصه را به تصویر کشیده، اشاره کنیم.
پروانه (پریناز ایزدیار) که دارای شخصیتی شاد، ساده دل و معصوم است، در سکانسهای ابتدایی با انتخاب لباسهای با رنگ روشن و درخشان و پارچههای طرحدار و اکسسوریهای سنتی و گلدوزی شده، فضایی از معصومیت و سرزندگی شخصیت را به خوبی به مخاطب انتقال میدهد و همچنین انتخاب لباسهایی با خطوط و برشهای عمودی و افقی، احساس آرامش و امنیت خاطر با چاشنی قدرت و شجاعت را نمایش میدهد که بسیار هوشمندانه و قابل تقدیر است.
با ادامهی روند قصه و بعد از عقد با فرهاد، پروانه که تلخیها و تباهیها را بیشتر از همیشه لمس میکند، لباسهایش هم همراه با شخصیتش رنگ باخته و دچار افسردگی و پوچی میشود. موهای فر که نشان از سرسختی شخصیت دختر قصهی ما بود در پایان داستان کوتاه شده تا بار سختیهای حقیقی زندگی را مانند دوران نوجوانیاش ساده تر به دوش بکشد. رنگهای شاد جای خود را به رنگهای خنثی و تیرهتر داده، گویی دیگر امیدی به عشق ندارد و به راحتی این احساس را به مخاطب انتقال میدهد.
اما پایان قصه، جایی که واقعیت پذیرفته شده و عشق به حقیقیترین حالت ممکن ریشه میدواند، امید پیدا میشود، رنگها بیدار میشوند و دوباره شادی برمیگردد و این روند، نقطهی اوج داستان است که به بهترین شکل ممکن این احساس را با انتخابهای درست رنگ و طرح لباس، به مخاطب انتقال میدهد.
فرهاد؛ شخصیتی پیچیده، خودخواه ولی عاشق
فرهاد (هوتن شکیبا) که در ابتدا فردی عاشق پیشه و دارای شخصیتی فرهنگی به نظر میرسد، در ابتدای داستان نگاه و طرز بیانی معقول دارد، اما با ادامهی روند قصه، دقیقاً زمانی که اولین ملاقات و دیدار با پروانه پایان مییابد و در راهروی زندان پیراهن را از تن خود جدا کرده و تیشرتی ساده جایگزینش میشود، این حس را به مخاطب انتقال میدهد که گویی نقاب از چهره برمیدارد و به واقعیت خود برمیگردد. اما حقیقت زمانی نمایان میشود که فرهاد بعد از عقد نگاهی مملو از خودخواهی به پروانه دارد و مخاطب به قطعیت میرسد که عشق فرهاد حقیقی نبوده است.
طراح لباس لایههای پنهان و شخصیت پیچیدهی فرهاد را با دو سبک متفاوت نشان داده است. زمانی که به دیدار پروانه میرود، برای نشان دادن شخصیت موجه خود، از پیراهن و رنگهای روشن استفاده میکند که به نوعی اعتماد پروانه را جلب کند ولی در ادامهی قصه، پیراهن جای خود را به تیشرتهای با رنگ خنثی و تیره میدهد که پیچیدگی شخصیت و حس خودخواهی فرهاد را به مخاطب انتقال میدهد.
تحلیل استایل شخصیتهای مکمل
مادر پروانه (رویا تیموریان) مادری که در هر شرایطی حامی فرزندانش است حتی اگر آنها مسیری اشتباه را برگزیده باشند. شخصی که ناملایمات زندگی بر چهرهاش سایه افکنده است. موهای جوگندمی، لباسهای ساده و معمول و پترنهای شلوغ و نامزون که همگی نشان از تنگدستی و سختیهای زندگی است و این احساس به خوبی به مخاطب انتقال داده میشود.
برادر پروانه (ایمان شمس) فردی است تنومند اما مجرم. ایمان که روزگاری ورزشکار بود و در مسابقات قویترین مردان ایران (مردان آهنین) صاحب جایگاه قهرمانی بود و افتخار، اینک تبدیل به فردی تهدیدگر شده که انتخاب مسیر اشتباه در زندگیاش، از او فردی مجرم ساخته است. نقشهای حک شده برروی بدن ایمان، زنجیر بر گردنش، تیشرتهای چسبان، شلوار اسلش و کتونی انتخابی مناسب برای بیان شخصیت ایمان بود.
مادر فرهاد (شیرین آقارضا کاشی) شخصی است آرام و به دور از هیاهو، مادری حمایتگر، اما نه در اشتباهات فرزندش و این مسیر و تعلیم درست، عامل تلنگر و هدایت است برای دور کردن فرهاد از خودخواهیها. استفاده از رنگهای روشن و برشهای کم در ابتدای داستان نشان از ساده دلی و پاکی و رنگهای تیره در ادامهی قصه که نشان از غم دوری از فرزند دارد و به نوعی مصمم بودن و قدرت شخصیت را میرساند، به خوبی قابل مشاهده است.
فریبا (ریما رامینفر) که در این قصه نقش همسر قادر (نادر فلاح)، که همراه با فرهاد و پدر پروانه در یک بند محبوس هستند را ایفا میکند، فردی زیاده خواه است که به سودای رسیدن به یک زندگی مرفه و ایدهآل، مغلوب نقشههای همسرش میشود و با آنها همکاری میکند. فردی که با تن دادن به معاملات همسرش، صاحب زندگی مرفه شده و این رفاه به خوبی در ظاهر آراسته، استفاده از زیورآلات و جواهرات، پارچههای کار شده و روسریهای ساتن که نشان از تجملات است، به خوبی قابل مشاهده است.
در آخر، امیدواریم که تحلیل این فیلم و بررسی شخصیتهای این قصه برای شما جذاب و نکات گفته شده مفید واقع شود.
شما برای ما بنویسید؛
این فیلم را تماشا کردید؟ نظر خود را راجع به این بلاگ بنویسید که در ادامه بسیار انرژی بخش و سازنده برای ما خواهد بود.
ثبت دیدگاه بعنوان مهمان
4 دیدگاه
میهمان
02 آذر 1402 08:35
مدیر سایت
02 آذر 1402 08:35میهمان
02 آذر 1402 09:21